سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
330
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
كردم و من فرستادهء او هستم به نزد شما ، تا شما او را يارى كنيد و خدا ابن زياد دروغگوى پسر دروغگو را لعنت كند ! پس او را از بالاى قصر به زير انداختند و از دنيا رفت . ( 1 ) ورود حسين عليه السلام به عراق مورّخان مىگويند : حسين ( ع ) رفتن به مقصد كوفه را ادامه مىداد و در حركتش سرعت داشت و نمىدانست كه بر مسلم بن عقيل چه گذشته است تا اين كه در سه ميلى قادسيه با حر بن يزيد تميمى روبهرو شد حر به او سلام كرد و عرض كرد : يا بن رسول اللّه قصد كجا را داريد ؟ فرمود : « قصد اين شهر را دارم . » عرض كرد : برگرد ، به خدا قسم من براى تو در پشت سرم چيزى كه اميد خيرى براى تو باشد ترك نگفتم و خبر شهادت مسلم بن عقيل و هانى بن عروه و آمدن ابن زياد را به كوفه و آمادگى وى براى مقابله با آن حضرت را به اطلاع وى رساند ، حسين ( ع ) با شنيدن اين مطالب تصميم گرفت برگردد در آن حال برادران مسلم بن عقيل كه همراه وى بودند گفتند : به خدا سوگند كه ما بر نمىگرديم تا انتقاممان را بگيريم و كشته شويم ، حسين ( ع ) فرمود : « بعد از شما خيرى در زندگى اين دنيا نيست » آنگاه حركت كرد و طليعهء سپاه ابن زياد او را ديدند . و چون وى نيز آنها را ديد به سمت كربلا راه را كج كرد و پشت به نى تكيه داد و سوگند ياد كرد كه جز از يك سمت مبارزه نكند ، پس فرود آمد و خيمهها را نصب كردند و به همراه وى چهل و پنج سواره و صد نفر پياده بود « 1 » !
--> ( 1 ) بسيارى از اين مطالب با آنچه در تاريخ شيعه و تاريخ معتبر است مطابقت ندارد و متأسفانه مؤلف نيز سندى ارائه نداده است - م . مىگويم : آنچه در روايات مستفيضهء شيعه ( كه اهل اين خانه هستند و اهل خانه از درون خانه باخبرترند ) آمده است ، اين است سپاهى كه حسين ( ع ) و خاندان او را محاصره كردند بالغ بر سى هزار بودند بلكه بيشتر از آن تا صد هزار و بيشتر نقل كردهاند و سى هزار از قول صادق اهل بيت ( ع ) نقل شده و از جمله اشعار رجز معروف آن بزرگوار در ميدان جنگ آمده است : « و ابن سعد قدر ما فى عنوة * بجنود كوكوف الهاطلين » يعنى : ابن سعد مرا با سپاهيانى كه چون باران مداوم پشت سر هم مىآيند ، هدف تير ستم خود قرار داده است .